منطقه بازاریابی

Menu

بازاریابی با چاشنی ذوق و شوق

آیا به هنگام بازاریابی ، معرفی محصولات و خدمات خود یا سازمانی که برای آن کار می کنید از خودتان اشتیاق نشان می دهید؟ آیا تنها کارهای لازم در جهت فروش را به صورت مکانیکی انجام داده و در انتظار پایان ساعت کاری لحظه شماری میکنید؟ آیا برای کاری که انجام می دهید به اندازه کافی ارزش قائل می شوید؟ مدیر و همکاران شما تا چه اندازه شما را فردی با انگیزه قلمداد میکنند؟ آیا به طور کلی عاشق فروختن هستید؟ شاید داشتن انگیزه و اشتیاق در بازاریابی را چندان مهم نشمارید و یا مانند بسیاری از فروشندگان و بازاریابان دیگر با خود بگویید که وظیفه شما فقط همین است و این به عهده مشتری است که از کالا و خدمات ما خوشش بیاید و نهایتا بخواهد آن را بخرد.

در صورتی که در روزهای اولیه کاری ذوق و شوق بیش از اندازه ای از خود نشان داده اید می بینید که در اثر گذشت زمان و برخورد با برخی واقعیت ها و عدم تطابق با رویاهایتان این شوق کم کم رنگ می بازد و کارتان تبدیل به مجموعه ای از فعالیت های روزمره و کسالت بار میشود. فراموش نکنید که در هر حرفه ای داشتن انگیزه و نشاط عاملی مهم است که نه تنها باعث پیشرفت در آن شغل شده بلکه به صورت کلی افراد با انگیزه از زندگی خود احساس رضایت بیشتری داشته و میزان خوشحالی و نیکبختی آنها در مقایسه با سایر افراد بسیار بیشتر است. اگر احساس می کنید که به افزایش نشاط نیاز دارید این متن را حتما بخوانید.

این شما هستید که به شغل خود، بها می دهید.

شاید داستان سه کارگر ساده را شنیده باشید اما یادآوری آن خالی از لطف نیست. از سه کارگر ساده که مسئول دیوار چینی در یک کارگاه ساختمانی بودند سوالی یکسان پرسیده شد. این که مشغول انجام دادن چه کاری هستند؟ اما پاسخ ها متفاوت بود. کارگر اول گفت که در حال قرار دادن آجر ها به ترتیبی است که صاحب کارش از او خواسته است. کارگر دوم اظهار کرد که مشغول ساخت دیواری است برای آشپزخانه که باید کاملا با اصول صحیح درست شود. و جواب کارگر سوم شگفت انگیز بود. او پاسخ داد که در حال ساختن یکی از زیباترین سازه های دنیاست. شاید حرف او با واقعیت فاصله زیادی داشته باشد. اما آیا فکر میکنید یک کارگر ساده با داشتن چنین طرز تفکری همیشه یک کارگر ساده باقی خواهد ماند. وبا این فرض که حتی تا ابد یک کارگر باقی بماند ایا می تواند افسرده شود هنگامی که به فعالیت روزانه اش چنین ارزش مینهد؟

امروز نوبت شماست. به همه چیز در درون و پیرامونتان ارزش دهید. برای خودتان احترام ایجاد کنید و فراموش نکنیدکه بزرگترین معجزه هستی درون شماست. در اندیشه و احساساتتان. نکات قوت خود را بشناسید و بابت آنها سپاسگزار بوده و از آنها بیشترین بهره را ببرید. برای اطرافیان خود نیز ارزش قایل شوید.خواه آنها اعضای خانواده تان باشند، خواه همکاران و حتی مشتریان. در اولین برخورد نکات مثبت آنها و آن چه در آن خوب هستند را در نظر گرفته و به مخاطبان نشان دهید که می دانید که چقدر ارزشمند هستند.

از همین امروز برای شغلتان ارزش قایل شوید. شاید پول کافی در نیاورید ولی می توانید با این فرض که در این زمان به عنوان بهترین فروشنده منطقه یا سازمان باید آموزش ببینید تادر آینده ای نزدیک این درس ها را به اجرا در آورید. قبل از انجام هر جلسه، تلفن و یا حتی ارسال پیامک یا نامه الکترونیک به مشتریان با خود بگویید که درا حال ارزشمند ترین کاری هستید که می توانستید در این لحظه انجام دهید.از همین امروز برای محصولات و خدماتتان ارزش قائل شوید. وقتی که قدر آنها را از درون بدانید باور کنید فروش آنها و مورد قبول واقع شدن ارزشمندی آن برای طرف مقابل بسیار آسان تر می شود.

ارزش کالا وخدمات خود را باور کنید.

چقدر از جزئیات آن چه می فروشید، می کنید مطلع هستید؟ منظورم اطلاعات کلی که حفظ کرده و به صورت خودکار برای مشتری بیان می کنید و یا برای او می نویسید نیست. منظورم اطلاعات جانبی و کاملی است که دانش شما را نسبت به کاری که انجام می دهید کامل می کند. تا چه اندازه کالا و خدمات خود را دوست دارید؟ آیا عاشق آنها هستید. اگر خودتان عاشقش نباشید چطور انتظار دارید که مشتری با علاقه پول خود را صرف خرید آن کند؟

به هرچه می فروشید علاقه نشان دهید. برای شروع به کسب اطلاعات اولیه و جذاب در مورد آن محصول یا خدمت بپردازید. تاریخچه آن را مطالعه کنید. چه شد که خلق شد؟ چه کسانی آن را ایجاد کردند؟ در طول زمان دست خوش چه تغییراتی گشت؟ نقاط قوت و ضعف آن چیست؟ نظر مشتریان مختلف در مورد این محصول چه می باشد؟ آیا نظراتی که مشتریان در وبلاگها و یا شبکه های اجتماعی در مورد سازمان یا بنگاه اقتصادی خویش به اشتراک می گذارند را خوانده اید؟ با دانستن در مورد کالا و خدماتتان، علاقه شما نسبت به آنها و حتی شغلی که دارید بیشتر می شود. برای تمرین روزانه فقط 20 دقیقه به کسب این اطلاعات بپردازید. کافیست این روش را امتحان کنید.

ظاهرتان باید گواه اشتیاق درونتان باشد.

زبان بدن شما تا چه حد اشتیاق شما را نشان می دهد. (برای به دست آوردن دانش کامل در این زمینه می توانید به کتاب هایی که در باره ان ال پی نوشته شده رجوع کنید. در این جا به نکات کلی اشاره میشود). طرز ایستادن، نفس کشیدن، راه رفتن، نشستن، آهنگ و لحن صدایتان، همه و همه می توانند این امکان را بدهند تا دیگران به اطلاعات مهمی در مورد اشتیاق و علاقه شما به کارتان شوند. بیشتر از هر کسی شما می توانید قضاوت کنید که در هر یک از زمینه هایی که گفته شد چه وضعیتی دارید. آیا قوز می کنید؟ آیا صدایتان به قدری آهسته است که حتی خودتان هم به سختی می شنوید؟ آیا تحمل برخور با فردی نظیر خودتان را دارید؟

یکی از بهترین تمرینها برای افزایش ذوق و شوق درونی بالا بردن سرعت است. سرعت فعالیت های خود را بالا ببرید. این به معنای عجله کردن در کارها و درست کردن افتضاح نیست. باید به روشی سرعت تمامی فعالیت های خود را 25 درصد نسبت به گذشته افزایش دهید. این کار باعث می شود که کم کم ذوق در وجودتان تزریق گردد. نکته مهم این است که بتوانید به سرعت افکار و تصاویر ذهنی تان هم اضافه کنید. یادتان باشد شما یک بار زندگی می کنید و روزی که بگذرد دیگر باز نخواهد گشت.بنابراین از همین الان شروع کنید. با سرعت بیشتری فکر کنید. قدم بزنید. رویا بپردازید. یادداشت کنید و با خود بگویید حتی اگر امروز آخرین روز زندگیتان باشد. باید از آن لذت ببرید.

روزتان پر از موفقیت و پول…

منطقه بازاریابی

Categories:   بازاریابی

یک دیدگاه